بر اساس راهنمای دهه احیای زیستگاههای سازمان ملل متحد ۲۰۳۰-۲۰۲۱
در دهه اخیر، تخریب زیستبومها و کاهش تنوع زیستی از مهمترین معضلات جهانی بوده است. مجمع عمومی سازمان ملل، دهه ۲۰۳۰-۲۰۲۱ را «دهه بازسازی اکوسیستمها» نامگذاری کرده و هدف آن توقف و معکوسکردن روند تخریب، بهبود خدمات اکوسیستم و بازیابی تنوع زیستی در سراسر جهان است. در این صفحه، اصول راهنمای بازسازی اکوسیستمها مطابق سند رسمی سازمان فائو (FAO)، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN CEM) و انجمن بینالمللی بازسازی اکولوژیک (SER) جهت آشنایی علاقمندان و استفاده حفاظتگران ارائه شدهاست. این اصول، راهنمای اقدامات احیا و بازسازی اکوسیستمها برای همه گروهها و پروژههای اجرایی در سطوح محلی، ملی و بینالمللی خواهد بود.
پروژهها و برنامههای بازسازی اکوسیستم، از مقیاس نقطهای تا منطقهای و وسیع، نقشی کلیدی در دستیابی به اهداف جهانی برای حفظ حیات روی زمین دارند. هدف اصلی از اجرای این اقدامات، کمک به تحقق برنامه ۲۰۳۰ و اهداف ۱۷گانه توسعه پایدار سازمان ملل متحد است که شامل رفع فقر، حفاظت از تنوع زیستی، مقابله با تغییر اقلیم و بهبود معیشت همگان میشود. دستیابی به این اهداف، بدون متوقفکردن تخریب اکوسیستمها و اجرای پروژههای بازسازی در ابعادی وسیع، ممکن نخواهد بود. بازسازی موفق، در عین حال به تحقق اهداف معاهدههای بینالمللی مانند کنوانسیون تنوع زیستی (CBD)، کنوانسیون مقابله با بیابانزایی (UNCCD) و چارچوب تغییر اقلیم (UNFCCC) نیز کمک میکند. توقف و معکوسکردن روند تخریب اکوسیستمها، مسئولیتی مشترک میان همه بخشهای عمومی و خصوصی و در سطوح محلی، ملی و بینالمللی است.

اصل اول:
بازسازی اکوسیستمها در خدمت اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد و کنوانسیونهای ریو
پروژهها، برنامهها و طرحهای بازسازی اکوسیستم در تمامی مقیاسها، از سایتهای کوچک گرفته تا مناطق پهناور خشکی و دریایی، نقش اساسی در رسیدن به اهداف بلندپروازانه جهانی برای پایداری حیات بر روی زمین دارند.
بازسازی موفق اکوسیستم باید در راستای تحقق دستورکار ۲۰۳۰ و ۱۷ هدف توسعه پایدار سازمان ملل باشد؛ اهدافی که رفع فقر، حفاظت از تنوع زیستی، مقابله با تغییرات اقلیمی و بهبود معیشت افراد در سراسر جهان را دنبال میکند. بدون توقف تخریب اکوسیستمها و اجرای وسیع بازسازی، بعید است اهداف توسعه پایدار محقق شوند.
اقدامات بازسازی اکوسیستم باید به طور همزمان تحقق اهداف سه کنوانسیون ریو—کنوانسیون تنوع زیستی (CBD)، کنوانسیون مقابله با بیابانزایی (UNCCD) و کنوانسیون چارچوب تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (UNFCCC)—و ابتکارات جهانی مرتبط را پشتیبانی کند. پیشگیری، توقف و معکوسکردن روند تخریب اکوسیستمها به عنوان بخشی از دستیابی به اهداف جهانی، مسئولیتی مشترک میان تمامی بخشهای دولتی و خصوصی و همه ذینفعان در سطوح محلی، ملی و بینالمللی است.

اصل دوم:
ارتقای مشارکت فراگیر و عدالت اجتماعی در بازسازی اکوسیستم
در روند بازسازی اکوسیستم، باید همه ذینفعان و صاحبان حق، بهویژه گروههای کمتر نمایندگیشده مانند جوامع محلی، بومیان، اقلیتهای قومی، زنان، جوانان و دیگر گروههای به حاشیهراندهشده، فرصت مشارکت عادلانه و معنادار، آزاد و فعال داشته باشند. این مشارکت فراگیر، لازمه موفقیت بلندمدت بازسازی و دستیابی به نتایج مورد نظر است و باید در تمامی مراحل از برنامهریزی تا پایش طبق قوانین جاری کشورها استفاده شود.
راهکارهای مهم برای تحقق این مشارکت عبارتند از:
- تضمین دسترسی برابر و مستمر به اطلاعات و دانش؛
- شناسایی و کاهش نابرابریهای اجتماعی از طریق توانمندسازی و ارتقای ظرفیت گروههای کمتر نمایندگیشده؛
- جلب رضایت آزادانه، آگاهانه و قبلی ذینفعان؛
- ارائه مشوقهای مؤثر و بهبود معیشت و امنیت غذایی برای جوامع محلی؛
- ترویج مدیریت مشترک و تقویت نقش کلیدی جوامع محلی در تصمیمگیری؛
- شناسایی حقوق، نیازها و دغدغهها؛
- تقویت امنیت حقوقی و مالکیت؛
- توزیع منافع و مسئولیتها به شکل منصفانه و عادلانه؛
- تقویت گفتوگو، اعتماد و احترام متقابل از طریق حاکمیت مشارکتی و شفاف با سازوکارهای بیطرفانه حل اختلاف.

اصل سوم:
بازسازی اکوسیستم مجموعهای پیوسته از انواع فعالیتهای ترمیمی را دربرمیگیرد
بازسازی اکوسیستم میتواند در همه انواع زیستبومهای تخریبشده از جمله مناطق شهری، مناطق مورد بهرهبرداری(همچون معدنکاری)، میراث فرهنگی، نیمهطبیعی و طبیعی انجام شود. از مهمترین دستههای فعالیتهای ترمیمی میتوان به این موارد اشاره کرد:
- کاهش اثرات منفی زیستمحیطی و اجتماعی مانند آلودگی و بهرهبرداری یا مدیریت ناپایدار منابع؛
- حذف آلایندهها و تهدیدات؛
- احیای عملکرد و خدمات اکوسیستم در نواحی بهشدت تغییر یافته مانند معادن متروکه یا مزارع تخریبشده؛
- احیای اکولوژیک که هدف آن، بازگرداندن اکوسیستم به مسیری مشابه با وضعی است که بدون بروز تخریب طی میکرد، با در نظر گرفتن تغییرات محیطی.

اصل چهارم:
بازسازی اکوسیستم باید بالاترین سطح بازیابی برای تنوع زیستی، سلامت و یکپارچگی اکوسیستم و رفاه انسان را هدف قرار دهد.
هدف از بازسازی اکوسیستم، این است که در حیطه اهداف پروژه یا برنامه و با توجه به شرایط هر منطقه، بیشینه بهبود خالص را برای تنوع زیستی، سلامت و یکپارچگی اکوسیستم، کالاها و خدمات اکوسیستمی، کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و رفاه انسانی (در سطوح محلی، ملی و جهانی) فراهم کند. بازسازی اکوسیستم نباید جایگزین حفاظت از طبیعت شود، بهویژه در مناطقی با یکپارچگی اکولوژیکی بالا و مناطق اولویتدار برای اتصال زیستگاهها و همچنین در دیگر مناطقی که در قلمرو مردمان بومی و اجتماعات سنتی قرار دارند.
روشهای مدیریتی که با هدف ترمیم زیستبوم انجام میشوند، باید تقویتکننده و تسهیلگر فرآیندهای طبیعی بازیابی باشند و به هیچ عنوان باعث تخریب یا آسیب جدید به اکوسیستم نشوند. استفاده از موارد ژنتیکی بومی و متناسب با شرایط منطقه برای احیا و بازسازی ترجیح داده میشود و باید از کاشت یا معرفی گونههای غیر بومی که پتانسیل مهاجم شدن یا آسیبرسانی را دارند یا قبلاً مهاجم بودنشان اثبات شده، اجتناب گردد. بهطور کلی، تأکید بر این است که بازسازی و مدیریت زیستبوم نهتنها منافع مستقیم برای خود طبیعت و انسانها ایجاد کند، بلکه پایدار و تقویتکننده سلامت و تابآوری اکوسیستم باشد.

اصل پنجم:
بازسازی اکوسیستم باید به علل مستقیم و غیرمستقیم تخریب زیستبوم بپردازد
در مرحله برنامهریزی هر پروژه یا برنامه بازسازی، باید شدت و دلایل تخریب بهدقت شناسایی شود و برای کاهش یا رفع اثرات آنها در مقیاس مناسب، اقدامات مشخص تدوین و اجرا گردد.
این اقدامات شامل حذف اعمال و سیاستهایی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به تخریب اکوسیستم و جلوگیری از پایداری آنها دامن میزنند. کاربریهای سرزمین یا سیستمهای مالیک زمین که مانع از حفظ زیستبوم احیا شده یا باعث تداوم روند تخریب میشوند، باید اصلاح شوند.
همچنین، بهکارگیری راهبردهای مدیریتی پایدار، بهویژه در سیستمهای تولیدی، کاهش آثار منفی شهریسازی و توسعه زیرساختها، فعالیتهای استخراجی و تولید و مصرف ناپایدار نیز لازم است.
برنامهریزی و سیاستگذاری برای بازسازی باید ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی را دربر گیرد و با سایر اسناد سیاستی و برنامههای کلان منابع طبیعی هماهنگ شود تا از بروز تعارض و اثرات منفی جلوگیری گردد.

اصل ششم:
بازسازی اکوسیستم مبتنی بر ادغام و تبادل همه انواع دانش در طول فرایند است
ارتقای ظرفیت و آموزش متقابل از طریق یادگیری دوطرفه و تبادل تجارب میان ذینفعان در سطوح محلی، ملی و جهانی اهمیت فراوانی دارد. ثبت، جمعآوری و انتشار تجارب موفق، شیوهها و رویکردهای نوآورانه میتواند به توسعه، بومیسازی و تکرار نمونههای موفق منجر شود و احتمال تکرار خطاها را کاهش دهد. همچنین این رویکرد کمک میکند تا فاصلههای دانشی و نیازهای پژوهشی و آموزشی (اعم از فنی، اجتماعی یا مدیریتی) مشخص شود و اولویتبندی گردد.
در استفاده از دانش بومی و سنتی باید رضایت آزاد و آگاهانه و قبلی صاحبان این دانشها جلب شود و حقوق ایشان کاملاً رعایت گردد. زیرساختهای کارآمد مانند شبکهها و پلتفرمهای مناسب برای مستندسازی، ادغام و تبادل دانش باید ایجاد و تقویت شود. این بسترها باید اطلاعات را بهصورت منظم، روزآمد، قابل فهم و متناسب با بافت فرهنگی و سطح سواد گروههای هدف ارائه نمایند تا همه بازیگران مرتبط امکان بهرهبرداری و مشارکت مؤثر داشته باشند.

اصل هفتم:
بازسازی اکوسیستم باید مبتنی بر اهداف و شاخصهای مشخص، سنجشپذیر و زماندار در ابعاد زیستمحیطی، فرهنگی و اجتماعی-اقتصادی باشد
وجود اهداف و شاخصهای کمی و سنجشپذیر، شفافیت در نتایج قابل انتظار را ممکن میکند، زمینه همکاری و همافزایی را برای تدوین برنامه اجرا به وجود میآورد و پایش، ارزیابی و مدیریت سازگار را تسهیل مینماید.
در این روند، باید تضادها و تعارض احتمالی میان اهداف زیستمحیطی، فرهنگی و اقتصادی به شکل شفاف و عادلانه بین طرفین شناسایی، بررسی و به گونهای حل شود که آسیب یا خللی به بازسازی و بهبود اکوسیستم و دستاوردهای آن وارد نگردد.

اصل هشتم:
بازسازی اکوسیستم باید با شرایط بومیِ زیستمحیطی، فرهنگی و اجتماعی-اقتصادی سازگار باشد و در عین حال، مقیاس بزرگتر منطقه را هم در نظر بگیرد
موفقیت بازسازی همچنین وابسته به آن است که عوامل مؤثر در سطح زیستگاه خشکی یا دریایی، بهدرستی شناسایی و مدیریت شوند؛ عواملی مانند تهدیدهایی که از بیرون سایت وارد میشوند، تبادل انرژی و جابهجایی گونهها میان زیستبومها، پیوستگی اکولوژیک و هیدرولوژیک، و اثرات فرامرزی.
استفاده از ابزارها و فرایندهای برنامهریزی دقیق میتواند کمک کند تا پروژهها و برنامههای بازسازی، با الگو و کارکرد کل Landscape یا منطقه بومشناختی هماهنگ شوند و در نتیجه، بیشترین منفعت را برای تنوع زیستی، سلامت و یکپارچگی اکوسیستم و رفاه انسان از جمله تولید پایدار کالاها و خدمات ایجاد کنند.

اصل نهم:
بازسازی اکوسیستم شامل پایش، ارزیابی و مدیریت سازگار در طول اجرا و پس از پایان پروژه است
طیف متنوعی از روشهای پایش از رویکردهای آماری دقیق تا روشهای سادهتر مشارکتی میتواند برای درک الگوها و فرایندهای تغییر در اکوسیستمها مفید باشد.
مشارکت ذینفعان در پایش، یادگیری اجتماعی، ارتقای ظرفیت و ارتباط میان گروههای مختلف و جوامع عملگرا را در سطوح محلی، ملی و جهانی تقویت میکند. از آنجا که بازسازی اکوسیستم تلاشی بلندمدت است و شرایط محیطی و اجتماعی به ناگزیر تغییر میکنند، مدیریت سازگار یعنی چرخه مداوم پایش، ارزیابی، بازاندیشی و اصلاح اقدامات ضروری است تا بتوان پیامدهای پیشبینینشده (مثبت یا منفی) را شناسایی و عملکرد آینده را بهبود داد.
پایش باید پس از پایان رسمی پروژه یا برنامه نیز ادامه یابد تا آثار میانمدت و بلندمدت اقدامات بازسازی بهدرستی ثبت و تحلیل شود.

اصل دهم:
پیشرفت بلندمدت بازسازی اکوسیستم با سیاستها و اقداماتی حمایت میشود که تکرارپذیری و گسترش آن را ممکن میسازد.
برای اینکه بازسازی در بلندمدت بیشترین فایده را داشته باشد، لازم است بین نهادها، بخشها و ذینفعان مختلف هماهنگی جدی و مؤثر برقرار شود و این کار در قالب یک نظام حکمرانی کارآمد پیش برود. همچنین باید حمایت و تعهد سیاسی در سطوح محلی، ملی و بینالمللی تقویت شود، توافقهای فرامرزی برای مدیریت مشترک زیستبومهای بههمپیوسته شکل بگیرد و برای تقویت توانمندی افراد، سازمانها و شبکههای درگیر در بازسازی، فرصتهای کافی برای توسعه ظرفیت فراهم شود. در کنار اینها، تجربهها و الگوهای موفق باید وارد سیاستها و برنامهها شوند تا امکان تکرار آنها در مقیاسهای بزرگتر فراهم گردد.
برای پیشبرد همه مراحل بازسازی، شناسایی، جذب و تداوم منابع مالی کافی از محل بودجههای دولتی، سرمایهگذاری بخش خصوصی و منابع بینالمللی کاملاً حیاتی است. طراحی سازوکارهای پایدار درآمدزایی مثل تولید سازگار با محیطزیست، اکوتوریسم، پرداخت برای خدمات اکوسیستمی و سایر بهرهبرداریهای مبتنی بر طبیعت باید بهگونهای باشد که هم به روند بازسازی لطمه نزند و هم پایداری مالی آن را تقویت کند. در نهایت، تأمین امنیت جانی و حقوقی ذینفعان و صاحبان حق، بهویژه در مناطق درگیر منازعات یا اختلاف بر سر منابع طبیعی، جزء جداییناپذیر فضای سیاستیای است که برای بازسازی موفق و قابل تکرار اکوسیستمها نیاز است.
منبع: FAO, IUCN CEM, SER. ۲۰۲۱. اصول بازسازی اکوسیستم برای دهه سازمان ملل بر پایه حق مؤلف و مجوز CC BY-NC-SA 3.0 IGO